![]() |
![]() |
|
| زندگی قصه تلخی ست که ز آغازش بس که آزرده شدم چشم به پایان دارم |
|
اي گل تازه كه بويي ز وفا نيست تو را خبر از سر زنش خار جفا نيست تو را ما اسير غم و اصلا غم ما نيست تو را ما اسير غم خود رحم چرا نيست تو را جان من سنگدلي دل به تو دادن غلط است رفتن اولاست ز كوي تو ستادن غلط است تو نه آني كه همه عاشق زارت باشند ديگري جز تو مرا اين همه آزار نكرد آنچه كردي تو به من هيچ ستمكار نكرد بشنو پند و مكن قصد دل آزرده ي خويش ور نه بسيار پشيمان شوي از كرده خويش
شرمنده اونایی که نظر دادن و نتونستم به اونا سر بزنم واسه همین که دیگه شرمندتون نباشم نظر خواهی رو غیر فعال کردم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:44 توسط سیاه پوش عشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نویسندگان |
|
سیاه پوش عشق شهره شهر |
|
RSS
|